تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

    قرار نبود بیایی

    ناگاه شبی

    در خیالم چراغی در زیر تیره روزهای زندگی روشن شد

    حالا کم کم دارم آتش می گیرم و می سوزم

    و تو در کنارم

    این کلبه ی احزان را به واقع به گلستان تبدیل می کنی

    بانوی من

    دستانت آتش اگر باشد من هیزمم که بسوزم به دستانت

    وای از دستانت

    وای...


    این مطلب تا کنون 38 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ یکشنبه 14 شهريور 1395 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : ,

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز شنبه 29 مهر 1396

  • تعداد وبلاگ :55487
  • تعداد مطالب :160282
  • بازدید امروز :247067
  • بازدید داخلی :26865
  • کاربران حاضر :233
  • رباتهای جستجوگر:395
  • همه حاضرین :628

تگ های برتر